اشعار امام زمان عج ۱

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

من و از تو جدائی وای بر من

تو و بی اعتنائی  وای  بر  من

به وقت مرگ و در قبر و قیامت

سراغم   گر  نیائی وای  بر  من

ِ

جز در خانهء تو در نزنم جای دگر
نروم از سر کوی تو به ماوای دگر
خاک عالم بسرم گر طلبم در همه عمر
از خدا غیر لقاء تو تمنای دگر
من که بیمار غم هجر توام می دانم
جز وصال تو مرا نیست مداوای دگر
پیش ما بی تو بود دوزخ و جنت یکسان
بی وجود تو نیم طالب دنیای دگر
چشم محروم زدیدار رخت بینا نیست
چه شود لطف کنی دیدهء بینای دگر
دوستدار تو بود هر فرقی در عالم
همه خوانند تو را لیک باسماء دگر

ِ

نظری کن که دل غمزده گان شاد شود
گذری کن که جهانی ز غم آزاد شود
آفتابا ز پس پرده غیبت بدرآی
تا جهان از کرم و لطف تو آباد شود
گشته تاریک جهان از ستم و ظلم و فساد
عدل و انصاف و مروت ز تو ایجاد شود

رهنمای بشر ای مهدی موعود بیا
تا که این مردم دنیا بتو ارشاد شود
مهدی فاطمه ای یوسف گمگشته ما
تو بیا تا که غم هجر تو آباد شود
ما نداریم به غیر از تو پناه دیگری
تو بیا تاکه دل ما زغم آزاد شود

ِ

الغیاث ای شاه خوبان الغیاث
الغیاث ای رکن ایمان الغیاث
ای ولی عصر ای سلطان دین
حجت حق نور یزدان الغیاث
آتش حجر تو ما را هم بسوخت
کی رسد آخر بپایان الغیاث
تا بکی از خلق داری احتجاب
عالمی را کرده حیران الغیاث
شمس تا کی بماند زیر ابر
سر برآرای شمس تابان الغیاث
خیز و روشن جهان را همچو روز
از شب یلدای هجران الغیاث

ِ

گل نرگس فدای رنگ و بویت
نصیبم که شود دیدار رویت
گل نرگس تو که زیباترینی
میان هر دو عالم بهترینی
گل نرگس تو که مهد وفائی
نگار دلربا و با صفائی
گل نرگس نکن تو نا امیدم
که عمرم داده و مهرت خریدم
بدلدارم امید تا زنده هستم
رسد بر دامن مهر تو رستم
بیا ای صاحب دلهای خسته
که قلب عالم از هجرت شکسته

ِ

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفائی
فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیائی

ِ

ای دل شیدای ما گرم تمنای تو
کی شود آخر پدیدطلعت زیبای تو
نور خدائی چرا روی نهان میکنی
کس نکند جز خدا حل معمای تو
گر چه نهانی ز چشم دل نبود نا امید
میرسد آخر بهم دست من و پای تو


صفحات    ««          ۱ ُ   ُ  ۲ ُ   ُ  ۳ ُ    ُ  ۴ ُ   ُ   ۵            »»

ِ

ِ

نظرات (۹)

ارمیا . . .دی ۱۰م, ۱۳۸۸ at ۱۰:۱۵ ق.ظ

سلام.من در جلسات محرم شما حضور داشتم و بسیار استفاده کردم.
خوشبختانه آدرس سایت را در یکی از جلسات فرمودید و بنده هم آمدم که دیدن کنم.
مدتیست که دنبال کتاب “انوار صاحب الزمان” جلد ۲ میگردم اما متاسفانه پیدا نمی کنم .نه در اینترنت و نه در بازار.
اگر کمکم کنید ممنون میشوم.
با تشکر.
در پناه خدا

مدیر سایت . . .فروردین ۷م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۲۳ ب.ظ

با سلام
جناب ( ارمیا ) با من تماس بگیرید تا راجع به اون کتاب با شما صحبت کنم
التماس دعا
عبدالجواد فانی ۰۹۱۵۳۱۰۹۹۱۹

مهدی رحمانیِ ُخرداد ۲۳م, ۱۳۸۹ at ۱۰:۲۳ ق.ظ

فدای شما ذکر اهل بیت بالاترین عبادات دل زنده کردن است و فوق آن فرحی تصور نمی شود. یا علی

مهدی رزقی ...فروردین ۱۲م, ۱۳۹۰ at ۶:۵۶ ب.ظ

سلام
انشا… همیشه در این مسیری که برای اهلبیت گام میگیرید وسایر کارهای دیگرموفق باشید به فضل خدا.انشا…
اگه خدا قبول کنه این حقیر نوکر اهلبیت و روضه خان هیئت های ابا عبدالله هستم.از اشعار شما بسیار لذت بردم.اجازه میخوام از اشعارتون در مجالس انوار الهی استفاده کنم.همچنین اگه اشعاری در باب اهلبیت داشته باشید با کمال میل حاضرم در هیئتها برای سینه زنی یاروضه خوانی استفاده کنم….اجرتان با امام زمان.
مهدی رزقی……

مدیر سایت . . .فروردین ۱۴م, ۱۳۹۰ at ۱۲:۵۴ ق.ظ

به نام خدا
دوست عزیز تمامی مطالب سایت برای استفاده میباشد از هر موضوعی که خواستید میتوانید استفاده کنید ما از دعای خیر فراموش نفرمائید.
التماس دعا
عبدالجواد فانی مشهدالرضا علیه السلام

مهدی جلالی فر . . . . . .خرداد ۲۵م, ۱۳۹۱ at ۵:۴۴ ب.ظ

سلام.خداحفظتون کنه. از اینکه افرادی هنوز در جامعه ماهستند که مروج افکار اهل بیت هستند باعث خوشحالی است
بنده یکی از مداحان اهل بیت هستم مدتیست بعللی توفیق خدمت نمی یابم اگه از اشعارتون برام بطور مرتب ارسال
کنین خوشحال میشم

محسن . . . .تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ at ۹:۰۴ ب.ظ

با همه لحن خوش آوایی ام
در به در کوچه تنهایی ام
ای دو سه تا کوچه زما دورتر
نغمه تو از همه پرشورتر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ما می شدی
مایه آسایه ما می شدی
هر که به دیدار تو نائل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه مارا عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه جان من است
نامه تو خط امان من است
ای نگهت خواستگه آفتاب
بر من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز زچشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یار و مددکار ما
کی و کجا وعده دیدار ما,,,

اعیاد شعبانیه مبارک انشاالله آقا بیاید امسال

یک عاشق . . . .تیر ۱۴م, ۱۳۹۱ at ۹:۰۷ ب.ظ

ما را نه غم دوزخ و نی حرص بهشت است
بردار تو این پرده که مشتاق لقائیم
آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا شود که گوشه چشمی زما کنند
دردم نهفته به زطبیبان مدعی
باشد که از خرانه غیبم دوا کنند

علیرضا زارعدی ۲م, ۱۳۹۲ at ۱۱:۲۸ ب.ظ

گر ترا باشد سر یاری دین تعجیل کن
کنج عزلت را دگر ای باوفا تعطیل کن.
التماس دعا

نظر دادن

نظر شما

افراد آنلاین: 2 ..بازدید امروز : 55 ..بازدید دیروز : 137 ..بازدید این هفته : 55 ..بازدید این ماه : 2749 ..بازدید کل : 132336