نماز

Image Hosted by Free picture image hosting at Free-Picture-Host.com

منظورم از اینکه احکامی را بر روی سایت برای علاقه مندان به احکام بگذارم این بود که برخی از احکام برای بعضی از مردم غیر قابل یاد گیری است یا لا اقل مشکل است افرادی گفته اند به کرات ما شکیات را از روی رساله خوانده ایم ولی چیزی متوجه نشدیم بنده با روشی که خودم ابداء نمودم وبه تجربه برایم ثابت شده است که هر کسی این روش را بیاموزد انشاء الله سریعا تمام شکیات را از حفظ خواهد شد
در این روش ، شکیات را با رمز می آموزیم قبل از ذکر رمز شکیات مقدمه ای را عرض مینمایم

شکیات بر سه قسم میباشد

اول شکیات باطل که ۸ شک میباشد
دوم شکیات صحیح که ۹ شک میباشد
سوم شکیات بی اعتناء که ۶ شک میباشد

اگر در نماز هر یک از این شکیات اتفاق افتاد بعد از کمی فکر کردن اگر یادمان آمد که کجای نماز هستیم نماز را ادامه میدهیم ولی اگر به شکمان باقی ماندیم اگر از قسم اول بود نماز را میشکنیم و نماز دیگری میخوانیم و اگر از قسم دوم بود باید نماز را به کیفیتی که ذکر خواهد شد نماز را تمام میکنیم و نماز احتیاط میخوانیم واگر از قسم سوم بود اعتناء نکرده نمازمان را ادامه میدهیم

علائم الظهور

علائم الظهور امام زمان عجل الله

علائم الظهورابتداءً به دو دسته کلی تقسیم می‌شوند:
علائم حتمی و علائم غیر حتمی

فضیل بن یسار از امام باقر (ع) روایت کرده که فرمودند: «نشانه‌های ظهور دو دسته است: یکی نشانه‌های غیرحتمی و دیگر نشانه‌های حتمی؛ خروج سفیانی از نشانه‌های حتمی است که راهی جز آن نیست.» (غیبت نعمانی، با ترجمه غفاری، باب۱۸، ص۴۲۹)

منظور از علائم حتمی آن است که تقدیر قطعی خدا به وقوع آن تعلق گرفته، و مشروط به هیچ قید و شرطی نیست؛ و مقصود از علائم غیر حتمی آن است که وقوع آن ممکن است مشمول بداء گردد، چرا که فی الجمله مشروط به شروطی است که اگر آن شروط تحقق یابد آن علائم واقع می شوند، و اگر آن شروط مفقود باشد، آن علائم نیز تحقق نمی‌یابند.

علائم الظهور =  حتمی و غیر حتمی

علائم الظهور =   قبل از ظهور و بعد از ظهور

علائم الظهور = عمومی و خصوصی

۱ ) علائم الظهور غیر حتمی قبل از ظهور

ِ

۲  ) علائم الظهور حتمی قبل و بعد از ظهور طبق روایات واصله از ائمۀ معصومین علیهم الصلاة و السلام از این قراراست که

۱ – آمدن وخروج سفیانی

۲ – صیحۀ آسمانی

۳  – قتل نقس زکیه

۴ – ظهور  آقا امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

۵ – خسف البیداء

۶ – آمدن سید حسنی

۷ – آمدن سید یمانی

و اما توضیحاتی بر نکات بالا

.

اوصاف یاران امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشربف

.

درباره اوصاف یاران امام زمان‏ علیه السلام  و تعداد آنها و شهرهایشان و رابطه آنان با امام‏علیه السلام  و چگونگى بیعت و تبعیّت‏شان از آن حضرت، روایات زیادى وارد شده است. در این زمینه از على بن ابیطالب‏علیه السلام  چنین آمده است:

عن حکیم بن سعد عن امیرالمؤمنین‏ علیه السلام  قال: اصحاب المهدىّ شبابٌ لاکهول فیهم الّا مثل کحل العین و الملح فى الزاد و اقل الزاد الملح (۱)

حکیم بن سعد از امیرالمؤمنین‏ علیه السلام  روایت مى‏کند که آن حضرت فرمودند: یاران مهدى‏علیه السلام  همه جوان هستند، در میان آنها پیرمرد یافت نمى‏شود مگر به اندازه سرمه در چشم و نمک در طعام، و همانطور که بر همگان معلوم است کمترین قسمت غذا را نمک تشکیل مى‏دهد.

قال امیرالمؤمنین‏علیه السلام : …ثم اذا قام تجتمع الیه اصحابه على عدّة اهل بدر و اصحاب طالوت و هم ثلثمأة و ثلاثة عشر رجلا، کلّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحدید لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرّواسى لازالوها عن مواضعها فهم الذین وحّدوا اللّه به حق توحیده، لهم باللیل اصوات کاصوات الثواکل خوفا من خشیة اللّه تعالى، قوّام اللیل، صوّام النهار، و کانّما ربّاهم أبٌ واحدةٌ قلوبهم مجتمعة بالمحبة و النصیحة (۲)

امیرالمؤمنین‏ علیه السلام  مى‏فرماید: …چون قیام کند جمع مى‏شوند به سوى او یارانش که به شماره اصحاب بدر و اصحاب طالوتند و ایشان سیصد و سیزده نفرند. همه آنها شیرانى هستند که از کمینگاه‏هاى خود بیرون آیند مانند پاره‏هاى آهن، اگر ایشان اراده کنند که کوه‏هاى سخت را از جا بِکَنند هر آینه آنها را از جاهاى خود مى‏کَنند. پس ایشانند کسانى که خدا را به وسیله مهدى بیگانگى پرستش مى‏کنند. براى ایشان در شبها، صداهایى مانند صداهاى زنهاى جوان مرده از ترس خدا است نماز گذارندگانند در شبها و روزه دارانند در روز، گویا یک پدر و یک مادر آنها را تربیت کرده‏اند. دلهاشان در دوستى کردن به همدیگر و پند دادن به یکدیگر با هم جمع و یکى است

پی نوشتها:

۱- بحارالانوار، ج  ۵۲ص  ۳۳۳ح ۶۳

۲- نوائب الدّهور فى علائم الظهور، ج  ۲ص  ۱۱۴ط کتابخانه صدوق

منبع: کتاب چهل حدیث امام مهدی (عج)

عبدالجواد فانی مشهدالرضا شنبه۱۶ /۸  / ۱۳۸۸  مصادف با ۱۹ذیقعده ۱۴۳۰

حجاب

حجاب
این موضوع در حال بار کذاری میباشد

در اینجا خواهید خواند

معنی حجاب

لزوم حجاب

آیات و روایات حجاب

دلیل عقلی لزوم حجاب

حد حجاب در مقابل محرمان

حد حجاب در مقابل نا محرمان

حد حجاب در مقابل زنان

حد حجاب در مقابل اطفال

عذاب الهی برای بی حجابان

چواب چند سؤال

قرآن

قرآن

۱ – برای دستیابی به معارف قرآنی به سایت حوزه شما را ارجاع میدهم

کلیک کنید

۲- برای جستجوی کلمات قرآنی ( فارسی عربی انگلیس )

. . . متن کامل قرآن همراه با چندین ترجمه و قرائت

. . . آمار کلمات قرآنی و مطالب ارزنده دیگر

سایت پارس قرآن

۳ – برای بدست آوردن تفسیر قرآن بعد از ورود به سایت در قسمت چپ صفحه  میتوانید آیه ای را که میخواهید جستجو کنید

و در قسمت راست با وارد کردن سوره و آیه مورد نظر میتوانید در بارهء آن آیه تفسیر و نکات مهم را بدست آورید

ورود به سایت

اشعار امام زمان عج ۱

امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

من و از تو جدائی وای بر من

تو و بی اعتنائی  وای  بر  من

به وقت مرگ و در قبر و قیامت

سراغم   گر  نیائی وای  بر  من

ِ

جز در خانهء تو در نزنم جای دگر
نروم از سر کوی تو به ماوای دگر
خاک عالم بسرم گر طلبم در همه عمر
از خدا غیر لقاء تو تمنای دگر
من که بیمار غم هجر توام می دانم
جز وصال تو مرا نیست مداوای دگر
پیش ما بی تو بود دوزخ و جنت یکسان
بی وجود تو نیم طالب دنیای دگر
چشم محروم زدیدار رخت بینا نیست
چه شود لطف کنی دیدهء بینای دگر
دوستدار تو بود هر فرقی در عالم
همه خوانند تو را لیک باسماء دگر

ِ

نظری کن که دل غمزده گان شاد شود
گذری کن که جهانی ز غم آزاد شود
آفتابا ز پس پرده غیبت بدرآی
تا جهان از کرم و لطف تو آباد شود
گشته تاریک جهان از ستم و ظلم و فساد
عدل و انصاف و مروت ز تو ایجاد شود

رهنمای بشر ای مهدی موعود بیا
تا که این مردم دنیا بتو ارشاد شود
مهدی فاطمه ای یوسف گمگشته ما
تو بیا تا که غم هجر تو آباد شود
ما نداریم به غیر از تو پناه دیگری
تو بیا تاکه دل ما زغم آزاد شود

ِ

الغیاث ای شاه خوبان الغیاث
الغیاث ای رکن ایمان الغیاث
ای ولی عصر ای سلطان دین
حجت حق نور یزدان الغیاث
آتش حجر تو ما را هم بسوخت
کی رسد آخر بپایان الغیاث
تا بکی از خلق داری احتجاب
عالمی را کرده حیران الغیاث
شمس تا کی بماند زیر ابر
سر برآرای شمس تابان الغیاث
خیز و روشن جهان را همچو روز
از شب یلدای هجران الغیاث

ِ

گل نرگس فدای رنگ و بویت
نصیبم که شود دیدار رویت
گل نرگس تو که زیباترینی
میان هر دو عالم بهترینی
گل نرگس تو که مهد وفائی
نگار دلربا و با صفائی
گل نرگس نکن تو نا امیدم
که عمرم داده و مهرت خریدم
بدلدارم امید تا زنده هستم
رسد بر دامن مهر تو رستم
بیا ای صاحب دلهای خسته
که قلب عالم از هجرت شکسته

ِ

کجاست منتظر تو چه انتظار عجیبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت
چه کودکانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بی خیال نشستیم نه کوششی نه وفائی
فقط نشسته و گفتیم خدا کند که بیائی

ِ

ای دل شیدای ما گرم تمنای تو
کی شود آخر پدیدطلعت زیبای تو
نور خدائی چرا روی نهان میکنی
کس نکند جز خدا حل معمای تو
گر چه نهانی ز چشم دل نبود نا امید
میرسد آخر بهم دست من و پای تو


صفحات    ««          ۱ ُ   ُ  ۲ ُ   ُ  ۳ ُ    ُ  ۴  ُ   ُ   ۵            »»

ِ

ِ

شاهکار ادبی حضزت

خطبه ی بدون نقطه

خطبه بدون الف

۱۵ ذیحجه

پانزدهم ذیحجه
سالروز ولادت باسعادت حضرت امام علی الهادی النقی علیه الصلاة و السلام را تبریک و تهنیت عرض مینمایم

تولد و شکوفایى امام (علیه السلام )

در این کتاب به بررسى زندگانى یکى دیگر از ائمه هدى و خاندان نبوّت مى پردازیم ، شخصیت دهمین امام شیعه حضرت على هادى – که کمتر بدان پرداخته شده است – موضوع اصلى بحث ماست و پیش از ورود به مطلب به خانواده آن حضرت اشاره اى مى کنیم :

پدر

پدر امام هادى امام محمّد جواد فرزند على بن موسى الرضا فرزند و وارث امامت موسى بن جعفر بن محمّد بن على بن الحسین بن على بن ابى طالب ، اصیل ترین و ریشه دارترین خاندان عرب در اسلام مى باشد و بشریت هرگز خاندانى بدین عظمت و بزرگوارى را جز همین خاندان به خود ندیده است . این خاندان معلم انسانیت در پیمودن مسیر کمال بوده اند و خداوند به وسیله آنان و با خون شهیدانشان شجره طیّبه توحید را آبیارى نموده است .

پدر امام هادى ، حضرت جواد از نوابغ و اعجوبه هاى روزگار بود و پس از وفات پدر (حضرت رضا) در سن هشت سالگى (حدود هفت سال و چند ماه ) ریاست عامه مسلمین و مرجعیّت دینى را به عهده گرفت . حکومت بنى عباس ‍ که فرصت را براى امتحان حضرت و در نتیجه درهم پیچیدن طومار امامت که از عناصر اساسى تفکر شیعى بشمار مى رفت مناسب دیده بود، یحیى بن اکثم را که از علماى عصر بود فرا خواند تا امام را در معرض امتحان درآورد. یحیى نیز در برابر جمع کثیرى از وزرا، علما، و دیگر وابستگان حکومت بنى عباس از امام جواد سؤ الى فقهى کرد امام در پاسخ ، آنچنان فروع و شقوق مساءله را یکایک بیان کرد که یحیى سرگشته شد و به سرمایه کم خود و توانایى علمى امام اعتراف کرد. این قدرت علمى بى نظیر امام به اضافه دیگر موارد به سرعت در میان مردم منتشر گشت و نقل مجالس و محافل شد و از شهرى به شهرى ، دهان به دهان انتقال یافت ، ما (( بحمداللّه )) توفیق آن را یافتیم که در کتاب دیگرمان از زندگى این امام عظیم – علیه السلام – بحث کنیم لذا در اینجا به طرح مجدد آن مسائل را نداریم .

مادر

همانطور که بارها گفته ایم اسلام تمام تلاش خود را بر وحدت جامعه و اتفاق کلمه گذاشت و صداى : (( یا ایها الناس ‍ انا خلقناکم من ذکر و انثى … )) (۱) در داد و با دستورات خود ریشه تفرقه و تفاخر نژادى را خشکاند. امامان ما در تک تک حرکات و سکنات خود بیانگر نظر قرآن و اسلام درباره وحدت نژادى و تساوى مردم بودند و عملا در این راه گام بر مى داشتند و فرقى میان سفید و سیاه (جز به تقوا) نمى گذاشتند و براى از بین بردن اختلافات ویرانگر، پیش قدم شده با کنیزان ازدواج مى کردند، امام سجاد با کنیزى ازدواج کرد و زید بن على – شهید همیشه جاوید – از این پیوند مبارک به دنیا آمد.

ُ

امام جواد نیز با کنیزى که به وسیله محمّد بن الفرج براى آن حضرت به هفتاد دینار خریده شده (۲) بود ازدواج نمود و امام على هادى ثمره این ازدواج بود. امام جواد براى تربیت و تهذیب همسر خود که با مفاهیم اسلامى آشنا نبود وى را در کنار دختران پیامبر (( – صلى اللّه علیه و آله – این اسوه هاى عفت و طهارت قرار داد و خود عهده دار تعلیم وى گشت . سلوک روحى و جاذبه امام و زنان حرم آنچنان نیرومند بود که بتدریج از این کنیز، پارسایى شب زنده دار و صالحه اى قارى قرآن و تالى آیات الهى به وجود آورد که این مطلب به وسیله راویان آثار نقل شده است . (۳) این زن شایسته ، نتیجه تهجد و تلاوت شبانه خود را دید و به بالاترین مرتبه افتخار دست یافت و رشک برین گشت زیرا افتخار مادرى امامى از امامان شیعه و سرورى از سروران مسلمین را کسب کرده بود. او عضوى از خاندانى گشته بود که خداوند آنان را پناهگاه بندگان و کشتى نجات قرار داده بود. امام مورخین در نامه مادر حضرت اختلاف کرده اند و ما برخى از این اقوال را ذکر مى کنیم :

۱ – سمانه مغربیه (۴) معروف به بانو ((امّ الفضل )). (۵)

۲ – ماریه قبطیه . (۶)

۳ – یدیش . (۷)

۴ – حویت . (۸)

البته اقوال دیگرى هم نقل شده است که ما به دلیل بى فایده بودن نتیجه آنها را ترک مى کنیم و چون دانستن نام ایشان کمترین سودى ندارد لذا از این مطلب مى گذریم .

نوزاد بزرگوار

بالاخره چشم مادر گیتى به جمال این مولود عظیم روشن شد و با تولد امام هادى – علیه السلام – خون تازه اى در رگ هاى اسلام به حرکت درآمد. در آن زمان هیچ مادرى فرزندى با چنین علم ، تقوا و تقیّد به دین نزاده بود. حضرت در ((بصریا)) (۹) از توابع مدینه (۱۰) به دنیا آمد و مکارم اخلاق ، شرافت و نجابت را چون دیگر ارزش ها از خاندان نبوت در خود جمع داشت .

مراسم تولد

ائمه – علیهم السلام – هنگام تولد نوزادى در خاندان خود، سنّت شرعى مشخص و معیّنى داشتند و درباره نوزاد، مراسم خاصى را اجرا مى کردند نخست در گوش راست نوزاد ((اذان )) مى گفتند و سپس در گوش چپ او ((اقامه )) و روز هفتم ، نوزاد را ختنه مى کردند و سر او را تراشیده همسنگ آن نقره به مساکین صدقه مى دادند و در آخر، گوسفندى را براى نورسیده عقیقه مى نمودند.

تمام این مراسم بطور دقیق و کامل به وسیله امام جواد براى فرزند بجا آورده شد و سنّت ائمه همچنان محفوظ ماند.

سال تولد امام (علیه السلام )

اکثر مورخان اتفاق نظر دارند که حضرت در سال ۲۱۲ ه – (۱۱) به دنیا آمد هر چند قول ضعیفى ولادت حضرت را در سال ۲۱۴ ه – (۱۲) مى داند، امّا درباره ماه و روز ولادت با هم اختلاف دارند که ما به پاره اى از آنها اشاره مى کنیم :

۱ – حضرت در روز ۲۷ ذى الحجّه به دنیا آمد.(۱۳)

۲ – تولد حضرت در روز سیزدهم رجب بود.(۱۴)

۳ – امام در روز دوشنبه سوّم رجب دیده به جهان گشود.

۴ – برخى منابع ، تصریح مى کنند که تولد امام در ماه رجب بوده است لیکن روز تولد را معین نکرده اند از جمله در بعضى از دعاها به این مطلب تصریح شده است مثلا در دعایى چنین آمده است :

((بارالها! از تو مى خواهم (درخواست دارم ) به حق دو مولود در ماه رجب : محمّد بن على ثانى و على بن محمّد منتجب (امام هادى ))).

البته بعضى از منابع تاریخى هم از ذکر روز و ماه تولد حضرت خوددارى کرده و تنها به ذکر محل تولد ایشان یعنى ((مدینه )) اکتفا کرده اند.(۱۵)

نامگذارى

از باب تیمّن و تبرّک ، امام جواد نام اجداد بزرگوارش را بر فرزند نهاد ((على )) نام امیرالمؤ منین و زین العابدین و سید الساجدین على بن الحسین . این نامگذارى بسیار بجا بود و امام دهم به حکم وراثت ، خصوصیات اجداد را در خود داشت . او بلاغت و سخنورى را از امیرالمؤ منین به ارث برده بود و تقوا و عبادت وى همانند سید الساجدین بود.

کنیه امام (علیه السلام )

از جمله رسم هاى عرب کنیه گذارى بر افراد بوده است و این نوعى احترام بشمار مى رفته است تا جایى که عرب در این مورد به تفاخر مى پرداختند و شاعرى در این باب مى گوید:

(( اکنیه حین انادیه لا کرمه

و لا القبه و السواءة اللقبا ))

((هنگامى که او را مى خوانم با کنیه او را صدا مى زنم و به او لقب نمى دهم زیرا لقب دادن سبک شمردن است )).

ائمه – علیهم السلام - این نکته را به خوبى مى دانستند و حتّى به اطفال خود کنیه داده و آنان را با کنیه صدا مى زدند زیرا نوعى احترام بود و در رشد روانى و بلوغ اجتماعى فرزند اثرى ژرف داشت . حتّى در این زمینه شعرى از امام امیرالمؤ منین به این مضمون روایت شده است :

>(( نحن الکرام و طفلتا المهد یکنى

انا اذاقعد اللئام على بساط العزّقمنا ))

((ما بزرگمنش هستیم و به فرزندانمان از همان هنگام که در گهواره هستند کنیه مى دهیم )).

((راه ما از راه لئیم و بى ریشه جداست و اگر آنان از راهى بروند ما از آن ، رو بر مى گردانیم و بر یک سفره نمى نشینیم )).

امام جواد نیز به تاءسّى از پدران گرامى خود فرزند را ((ابوالحسن )) خواند و در این کنیه او را با دو تن از اجدادش ‍ همانند ساخت : امام موسى بن جعفر و امام رضا. محدثین و روات براى تمیز و تفکیک میان این سه بزرگوار صفتى به ابوالحسن افزوده ، امام موسى بن جعفر را (( ابوالحسن الا ول ، )) امام رضا را (( ابوالحسن الثانى )) و امام هادى را (( ابوالحسن الثالث )) مى خوانند.

القاب حضرت

القاب شایسته امام گوشه هایى از صفات و گرایش هاى والاى ایشان را به خوبى تصویر مى کنند و ما برخى را نقل مى کنیم :

۱ – (( الناصح : )) این لقب از آن رو به ایشان داده شد که بیش از همه مردم ، امت جدش را راهنمایى مى کرد و مصالح آنان را گوشزد مى کرد.

۲ – (( المتوکل : )) حضرت از این لقب نفرت داشت و به یاران خود فرموده بود وى را بدین لقب نخوانند.

به نظر ما امام از آن رو این لقب را ناخوش داشت که لقب جعفر متوکل ، خلیفه عباسى نیز بود که از سرسخت ترین دشمنان اهل بیت – علیهم السلام – بشمار مى رفت .

۳ – (( التقى : )) زیرا حضرت تقواى الهى را پیشه ساخته و خدا را همیشه مرکز توجه خود قرار داده بود. طاغوت زمان ؛ متوکل عباسى تمام تلاش جهنمى خود را به کار گرفته بود تا امام را به محافل لهو و لعب ، و فسق و فجور بکشاند، لیکن در کار خود سخت شکست خورد و اطرافیان خود را از این مطلب با خبر ساخت و از ناتوانى خود پرده برداشت .

۴ – (( المرتضى : )) که مشهورترین لقب ایشان است .

۵ – (( الفقیه : )) ایشان فقیه ترین فرد عصر و زمان خویش بودند و عالى ترین مرجع علما و فقها بشمار مى رفتند.

۶ – (( العالم : )) حضرت ، داناترین شخص زمان خود نه تنها در مسائل و امور دینى ، بلکه در تمام معارف و علوم بشرى بودند.

۷ – (( الامین : )) ایشان در تمام امور دینى و دنیوى بودند.

۸ – (( الطیب : )) هیچ کس در زمان حضرت از ایشان پاکیزه تر و آراسته تر نبود.

۹ – (( العسکرى : )) محل اقامت ایشان در سامرّا ((عسکر)) نام داشت لذا به ایشان لقب عسکرى داده شد.(۱۶)

۱۰ – (( الموضح : )) روشن کننده احکام کتاب و سنت .

۱۱ – (( الرشید: )) حضرت از همه بهتر راه رشد و هدایت را یافته و بر صراط مستقیم بودند.

۱۲ – (( الشهید: )) زیرا ایشان توفیق شهادت را یافتند و به دست دشمنان خدا شهید گشتند.

۱۳ – (( الوفى : )) ایشان با وفاترین مردم بودند و وفا از ویژگى هاى ایشان بشمار مى رفت .

۱۴ – (( الخالص : )) زیرا ایشان از هر عیب و زشتى پاک و منزّه بودند.

سیماى حضرت

امام هادى شباهت تامّى به پدر و جدّشان امام جواد و امام رضا داشتند. مورخان حضرت را چنین توصیف کرده اند: گندمگون ، سیاه چشم ، با دستانى ورزیده و سخت ، چهارشانه ، با بینى عقابى و دندان هاى فاصله دار، خوش صورت و بدنى عطرآمیز.

حضرت مانند جدشان امام باقر – علیه السلام – تنومند بودند و از اندامى متناسب و میانه بالا برخوردار بودند و بدنى عضلانى و شانه هایى با فاصله خوب داشتند، و در مجموع ترکیب خصوصیات بدنى ، ایشان را متمایز از دیگران ساخته و نظر دیگران را جلب مى کرد.

حافظ حقیقى خداست

امام جواد فرزند گرامى خود را بسیار دوست مى داشت و براى حفظ ایشان از گزندهاى زمانه به خداوند متعال متوسّل مى شد، حضرت دعایى را همراه فرزند ساخته بود تا او را از آسیب ها حفظ کند. دیدن فرازهایى از این دعا، اعتماد و توکّل مطلق حضرت را به سبب ساز عالم به خوبى نشان مى دهد. ما در اینجا قسمت هایى از این دعا را نقل مى کنیم :

(( بسم اللّه الرحمن الرحیم لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظیم ، اللهم رب الملائکة و الروح ، و النبیین و المرسلین ، و قاهر من فى السموات و الا رضین ، و خالق کل شى ء و مالکه کف عنى باءس اءعدائنا، و من اءراد بنا سوء من الجن و الانس ، فاءعم اءبصارهم و قلوبهم ، و اجعل بیننا و بینهم حجابا و حرسا و مدفعا، انک ربنا و لا حول و لا قوة الا باللّه علیه توکلنا و الیه اءنبنا، و هو العزیز الحکیم .

ربنا و عافنا من شرّ کل سوء، و من شرّ کل دابة اءنت آخذ بناصیتها، و من شرّ ما سکن فى اللیل و النهار، و من شرّ کل سوء، و من شرّ کل ذى شرّ یا رب العالمین ، و اله المرسلین ، صل على محمّد و آله اءجمعین ، و خص محمدا و آله باءتم ذلک ، و لا حول و لا قوة الا باللّه العلى العظیم ، بسم اللّه و باللّه اءومن و باللّه اءعوذ
، و باللّه اعتصم ، و باللّه اءستجیر، و بعزة اللّه و منعته اءمتنع من شیاطین الانس و الجن ، و من رجلهم و خیلهم و رکضهم ، و عطفهم و کیدهم و س

عرفه

به این نکته زیبا توجه کنید

خداوند تبارک و تعالی برای هدایت بشر و به سعادت رسیدنش برنامه هایی قرار داده که :
ِ

۱   بعضی از فیوضات و الطافش را روی اعمالی گذاشته که هر کس آن اعمال را انجام دهد آن فیض و لطف نصیبش میشود مثل نماز شب روزه گرفتن خیرات و تمامی اعمال نیکو اعم از واجبات یا مستحبات ، ولی اگه آن عمل را انجام ندهد از آن فیض خبری نیست

ِ

۲  بعضی از فیوضات و الطافش را خداوند روی امکنه مبارکه ای گذاشته که هر کس به آن مکان درآید فیض و لطف خداوند نصیبش میشود مثل مسجد الحرام و حرمهای ائمه معصومین علیهم الصلاة و السلام که حضور در این مکانها بنفسه برکات خاصی دارد

ِ

۳  بعضی از فیوضات و الطافش را خداوند روی زمان گذاشته این لطف بالاترین لطف خداوند است از این مطلب انسان پی به مهربانی خداوند میبرد چون در ( فیض عمل ) باید حتما یک عملی انجام شود تا فیضی نصیب گردد و در (فیض مکانی ) باید فرد مسافتی را طی کند زمانی را سپری کند تا به آن مکان برسد خلاصه باید کاری شود تا لطفی نصیبش شود ولی در این فیض (فیض زمانی ) فرد هیچ زحمتی نمیکشد و هیچ هزینه ای را متقبل نمیشود چه بخواهد چه نخواهد زمان بر او میگذرد مثل همین امشب که شب عرفه است من و شما برای رسیدن به این شب چه زحمتی کشیدیم خداوند بجهت اینکه میخواهد دست بندگانش را بگیرد و به آنها لطف بفرماید فیض زمان را قرار داده تا همه و همه از این فیض برخوردار شوند باشد که مورد بخششش قرار بگیرند میدانیم که هم اکنون چه افرادی مشغول کار و تلاش هستند و از خانه و کاشانه دورند مثل برخی از رانندگان  اطباء  ماموران نگهبانان و …. نه وقتی دارند که به اماکن متبرکه بروند ونه موقعیتی برای انجام عملی را دارند همینکه امشب سری به آسمان بلند کنند و یک یا الله بگویند و سیم خود را وصل کنند به یک آن خداوند هم به آنها الطاف بی پایانش را نصیبشان خواهد کرد لذا این شبها و روزها از دست ندهیم

نوشته شده توسط عبدالجواد فانی مشهد الرضا علیه الصلاة و السلام شب عرفه مطابق با شب یکشنبه ۱۵ آبانماه ۱۳۹۰

روایت شده که حضرت امام زین العابدین (ع) در روز عرفه صدای سائلی را شنید که از مردم تقاضای کمک می کرد. امام به او فرمود: واى بر تو آیا در این روز از غیر خدا تقاضا مى‎کنى؟ حال آن که در این روز امید مى‎رود که بچه‎ها در شکم هم از فضل خدا بی نصیب نمانند و سعید شوند

عرفات نام جایگاهی است که حاجیان در روز عرفه (نهم ذی الحجه) در آنجا توقف می کنند و به دعا و نیایش می پردازند و پس از برگزاری نماز ظهر و عصر به مکه مکرمه باز می گردند و وجه تسمیه آنرا چنین گفته اند که جبرائیل علیه السلام هنگامی که مناسک را به ابراهیم می آموخت، چون به عرفه رسید به او گفت (عرفت) و او پاسخ داد آری، لذا به این نام خوانده شد. و نیز گفته اند سبب آن این است که مردم از این جایگاه به گناه خود اعتراف می کنند و بعضی آن را جهت تحمل صبر و رنجی می دانند که برای رسیدن به آن باید متحمل شد. چرا که یکی از معانی (عرف) صبر و شکیبایی و تحمل است.

ُ

شب نهم

از شب‎های متبرک و شب مناجات با قاضى الحاجات است و توبه در آن شب مقبول و دعا در آن مستجاب است. عبادت در این شب، اجر صد و هفتاد سال عبادت را دارد. براى شب عرفه چند عمل وارد شده است:

-  تسبیحات عشر را که در اعمال روز عرفه آمده است را هزار مرتبه خوانده شود .که در مفاتیح آمده است

-  زیارت امام حسین (ع)

ُ

فضایل روز عرفه

ِ

روز نهم ذیحجه روز عرفه و از اعیاد عظیمه است اگرچه به اسم عید نامیده نشده است . عرفه روزى است که حق تعالى بندگان خویش را به عبادت و طاعت خود فرا خوانده و سفره های جُود و احسان خود را براى ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‎تر و خشمناک‎ترین اوقات خواهد داشت.

ِ

باید  در این روز و شب به ذکر استغفار وتوبه مشغول بود وبرای معرفت بیشتر از دعای عرفه استفاده کرده خداوند را بیشتر بشناسیم که شناخت خداوند باعث میشود از گناهان دوری کرده و به سوی معنویات  گام برداریم و زمانی که بنده ای گناه نکند و در معنویات قرار گرفته باشد خیر دنیا و آخرت را خداوند به او مرحمت میکند

ِ

تهیه شده توسط عبدالجواد فانی مشهد الرضا علیه الصلاة و السلام شب عرفه مطابق با شب یکشنبه ۱۵ آبانماه ۱۳۹۰

کتب آسمانی

خداوند متعال پیامبران خود را همراه با کتاب آسمانی و قوانین بر مردم نازل کرد تا مردم را به راه و رسم زندگی درست که تأمین کننده سعادت ابدی آنهاست آشنا کنند و آنها را تعلیم و تربیت و تزکیه نمایند و از کج روی و انحراف و متابعت هوی نفس و شیطان باز دارند، چون اعمال انسان اگر صالح نباشد مرتع شیطان خواهد بود و گرنه در جایی که برای حضور شیطان زمینه ای نباشد، شیطان هرگز در آن راه نخواهد یافت. انبیاء با تعلیم و تربیت و تزکیه، این راه را بر شیطان می بندند، ابزار انبیا برای برچیدن مراتع شیطان و راههای نفوذ او کتاب آنهاست که از سوی خداوند برای انسان به ارمغان آورده اند. تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج۲۰٫

ِ
انبیای الهی کتابهای بزرگی از سوی خدا برای هدایت بشر آورده اند، از جمله کتابهای مهم انبیاء که تاکنون آثاری از آنها بر جای مانده، کتاب عهد عتیق و کتاب عهد جدید مجموعه ای تحت عنوان تورات و انجیل است که در تورات کتابهایی منتسب به انبیای دیگر نیز وجود دارد. مهمترین کتاب آسمانی که بدون هیچ نقص و کاستی اکنون در دسترس بشر است قرآن کریم است که آخرین کتاب آسمانی است.

ِ
علامه مجلسی از سید بن طاوس روایت می کند که در صحف حضرت ادریس دیدم که ثلث آخر شب جمعه ۲۷ ماه رمضان حق تعالی کتابی به لغت سریانی در بیست و یک ورق بر حضرت آدم نازل گردانید و آن اول کتابی است که خداوند از آسمان به زمین فرو فرستاد تا بندگان خود را بدین وسیله هدایت و ارشاد فرماید. در این اوراق کتاب آدم یک میلیون لغت و تمام لغات زبانها وجود داشت، که خداوند هر لغتی را به او آموخت و در این کتاب دلایل توحید و واجبات احکام و حلال و حرام شریعت ها و سنتها را با حدود آن بر آدم بیان فرمود. و این حدیث با قرآن مطابقت دارد چون در قرآن آیاتی هستند که چنین مضمونی را بیان می کنند: «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمِیزانَ» ما پیامبران خود را با دلایل روشن همراه کتاب آسمانی و قوانین الهی به سوی مردم فرو فرستادیم.  تفسیر نمونه مکارم شیرازی، جلد آخر.

ِ

و بنابر نقل المیزان امام صادق فرموده است که تمامی  صحف نزد ما محفوظ است، و پیامبر به ابوذر فرموده…

خداوند صد و چهار کتاب نازل فرموده

که ده صحیفه از آن بر آدم و پنجاه صحیفه بر شعیب و سی صحیفه بر ادریس و ده صحیفه بر ابراهیم و چهار صحیفه باقی تورات و انجیل و زبور و فرقان است.تفسیر المیزان، علامه طباطبائی، ج۲۰٫ص ۶۳۸

ِ

صحف یا صحیفه نام اختصاصی کتاب پیامبری نیست اینکه گفته شده نام کتاب نوح را صحف می گویند در حالیکه چنین چیزی وجود ندارد، صحف درباره نام کتاب آسمانی حضرت ابراهیم شهرت دارد که نام اختصاصی کتاب آن حضرت نیست چنانکه در قرآن از کتاب موسی و به بخش هایی از تورات با نام صحف یاد شده است.اعلی/۱۸

پس صحف نام اختصاصی کتاب ابراهیم و نوح(ع) نیست، بلکه صحف به معنی لوح ها به کتابهای آسمانی دیگر نیز گفته شده. مرحوم علامه طباطبائی در المیزان می فرماید: کلمه صحف جمع صحیفه است که به معنای هر چیزیست که در آن می نویسند (از قبیل کاغذ و لوح های سنگی و فلزی و امثال آن و در کلام خدا نیز به اجزائی از کتب آسمانی صحف اطلاق شده.)  المیزانج۲۰، ص۷۷۶٫

چنانکه قرآن چنین می فرماید: «إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولی صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسی»اعلی/۱۷ و ۱۸

همانا این حقیقت که (آخرت بهتر و جاویدان و ابدی است) در کتاب پیامبران پیشین نیز آمده همانطوریکه در قرآن این خبر به مردم می رسد. در کتاب ابراهیم و موسی نیز آمده است. بر اساس این آیه، صحف به کتابهای تمام پیامبران گفته می شود و نام کتاب خاص نیست. یا در آیه دیگر درباره کتابهای آسمانی پیامبران چنین یاد شده: «أَ وَ لَمْ تَأْتِهِمْ بَیِّنَةُ ما فِی الصُّحُفِ الْأُولی»طه/۱۳۳٫

«لَمْ یُنَبَّأْ بِما فِی صُحُفِ مُوسی» در این آیه از تورات با نام صحف یاد کرده است.

و نام کتاب حضرت نوح براساس روایات اسلامی تصریحاً بیان نشده است و در قرآن نیز از نام کتاب آن پیامبر عظیم الشأن سخنی نیامده است.

ِ

بعضی از کتب پیامبران گرامی نام مشخصی دارند

مثل

ِ

قرآن : کتاب آسمانی ما مسلمانان است که کاملترین کتاب آسمانی است با ویژه گی که به هیچ وجه تحریف نشده است حتی یک واو هم به او اضافه نگردیده ولی گلیه کتب آسمانی تحریف شده است و هیچ اعتباری ندارند ما به اصل این کتابها ایمان داشته و احترام می گذاریم ولی کتب موجود به غیر از قرآن  بی اعتبار است

ِ

انجیل : کتاب مسیحیان است که تحریف گردیده و نام های متعددی دارد ( انجیل متی) ( انجیل لوقا ) ( انجیل یوحنا )  ( انجیل مرقس ) ( انجیل برنابا ) و اناجیل دیگر

ِ

تورات : کتاب یهودیان است که تحریف گردیده و نام های متعددی دارد ( تورات عبری )  ( تورات ماشع )  ( تورات توکوم )

ِ

زبور : نام کتابی‌است که بر اساس قرآن و روایات اسلامی، بر داوود از پیامبران بنی‌اسرائیل نازل شده‌است. زبور به زبان عبری است و سراسر اندرز و دعا و مناجات با ایزد متعال و تجلیل مقام ربوبی است و پس از تورات نزول یافته ‌است  اعلام قرآن، ۳۴۶ و ۳۴۷      و کتاب معارف و معاریف،  جلد سوم ص ۱۱۱۳

ِ

بعضی از پیامبران گرامی کتابشان نام خاصی نداشته اگر هم که داشته مشخص نیست

صحف حضرت آدم ع

صحف حضرت ابراهیم ع

کتاب شعیای نبی ع

و بعضی از کتب آسمانی هستند که نام پیامبرانشان معلوم نیست مثل

پاتیکِل هندوها

دادانگ بودائیها

هزار نامه هند یان

اَرماطِس

شماخیل

دوهِر

محسوس

قَنطَرِه

دید بِراهِم

زند و پازند

مطلب در حال بار گذاری است

پیامبران آسمانی

بسم الله الرحمن الرحیم

ِ

خداوند متعال یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر برای هدایت بشر قرار داد

ِ

بسیاری از مفسران به تناسب آیات ۱۶۴ سوره‏ی نساء و ۷۸ سوره‏ی غافر درباره‏ی تعداد پیامبران بحثی را مطرح کرده‏اند

ُ

حضرت رسول مى‏فرماید: «خداوند ۱۲۴ هزار پیامبر آفریده ومن گرامى‏ترین آنان در نزد خداوند هستم  و ۱۲۴ هزار وصى آفریده که على(ع) گرامى‏ترین در نزد خداوند و بهترین ایشان است،(بحار جلد ۱۱ ص ۳۰  نقل شده از خصال و امالى صدوق  ).

ِ

شیخ صدوق(ره) در کتاب اعتقادات مى‏فرماید: «عقیده ما (شیعه امامیه) در تعداد انبیا این است که آنان ۱۲۴ هزار نفرند و هر کدامشان وصیى دارند»، (بحار جلد ۱۱ ص ۲۸  نقل از اعتقادات صدوق).

ِ

و در روایت دیگری تعداد پیامبران را ۱۲۴ هزار معرفی می‏کند و در ادامه رسولان آنها را ۳۱۳ نفر نام می‏برد  بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۳۱٫

ُ

و در حدیث دیگری بعد از اینکه آنها را ۱۲۴ هزار نفر می‏شمارد ۵ نفر آنها را اولوالعزم معرفی می‏کند. بحارالانوار، ج ۱۱، ص ۴۱

ُ

صاحب تفسیر نمونه می‏نویسند: از مطالب فوق بر می‏آید که این روایت خبر واحد نیست – چنانکه تفسیر «روح البیان» نقل  کرده است – بلکه اخبار متعدد و مستفیض این مطلب را تأیید می‏کند که پیامبران الهی ۱۲۴ هزار نفر بودند . نمونه، ج ۲۰، ص ۱۸۴٫

چند مطلب مهم

ِ

۱  اکثر انبیا صاحب شریعت مستقل نبوده‏اند و دعوت کننده به شریعت پیامبر دیگر بوده‏اند مثل حضرت لوط در زمان حضرت ابراهیم.

ِ

البته این پیامبران خودشان وحى را به صورت مستقیم از خداوند دریافت مى‏کرده‏اند ولى از سوى خداوند مأمور به شریعت پیامبر دیگرى بوده‏اند.
ِ

۲ ، بسیارى از انبیا معروف نبوده‏اند و بعثت آنها بنا به آنچه در برخى روایات آمده است بر یک شهر یا روستا و یا حتى برخى مبعوث بر یک خانواده بوده‏اند

ِ

۳  برخى از آنها مبعوث بر کسى نبوده‏اند و مأمور به تبلیغ نبوت خود به کسى نبوده‏اند، (کافى، ج ۱، ص ۲۴۵)گرچه مورد اخیر را برخى نپذیرفته‏اند

ِ

عدد پیامبران در قرآن:

ُ

پیامبرانی که نام آنها به طور صریح در قرآن آمده ۲۶ نفر است که عبارتند از:

ِ

آدم، نوح، ادریس، صالح، هود، ابراهیم، اسماعیل، اسحاق، یوسف، لوط، یعقوب، موسی، هارون، شعیب، زکریا، یحیی، عیسی، داود، سلیمان، الیاس، الیسع، ذوالکفل، ایوب، یونس، عزیر و محمد(ع).

ِ

ولی پیامبران دیگری نیز هستند که در قرآن اشاراتی به آنها شده ولی نام آنها به طور صریح نیامده، مانند: «اشموئیل» که در آیه‏ی ۲۴۸ سوره‏ی بقره با تعبیر «وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ» به او اشاره شده است.

ِ

و «یوشع» که در آیه‏ی ۶۰ سوره‏ی کهف با تعبیر «وَإِذْ قَالَ مُوسَی‏ لِفَتَاهُ» به او اشاره شده است. (بنابر آنکه یوشع پیامبر باشد)

ِ

و «ارمیا» که در بقره / ۲۵۹ با تعبیر «أَوْ کَالَّذِی مَرَّ عَلَی‏ قَرْیَةٍ»

ِ

و «خضر» که در کهف / ۶۵ با تعبیر «فَوَجَدَا عَبْداً مِنْ عِبَادِنَا»

ِ

و همچنین «اسباط بنی‏اسرائیل» که بزرگان قبائل بودند و در نساء / ۱۶۳ تصریح شده که بر آنها وحی الهی نازل می‏شده است و اگر در میان برادران یوسف نیز پیامبرانی وجود داشته در سوره یوسف به آنها اشاره شده است.

ِ

. مجمع البیان، ذیل آیه‏ى ۷۸ سوره‏ى غافر. البته در روایتى تعداد انبیاء را ۸ هزار نفر معرفى مى‏کند. که با روایت ۱۲۴ هزار منافاتى ندارد چون ممکن است روایت ۸ هزار اشاره به انبیاى بزرگ باشد (چنانچه علامه مجلسى بیان کرده است) نمونه، ج ۲۰، ص ۱۸۵

بیست و پنجم شوال

سالروز شهادت حضرت امام صادق علیه الصلاة و السلام

امام صادق ( ع )

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام رئیس مذهب جعفری ( شیعه ) در روز ۱۷ ربیع الاول سال ۸۳هجری چشم به جهان گشود . پدرش امام محمد باقر ( ع ) و مادرش “ام فروه ” دختر قاسم بن محمد بن ابی  بکر می باشد. کنیه آن حضرت : “ابو عبدالله ” و لقبش “صادق ” است . حضرت صادق تا سن ۱۲سالگی معاصر جد گرامیش حضرت سجاد بود و مسلما تربیت اولیه او تحت نظر آن بزرگوار صورت گرفته و امام ( ع ) از خرمن دانش جدش خوشه چینی کرده است . پس از رحلت امام چهارم مدت ۱۹سال نیز در خدمت پدر بزرگوارش امام محمد باقر ( ع ) زندگی  کرد و با این ترتیب ۳۱سال از دوران عمر خود را در خدمت جد و پدر بزرگوار خود که هر یک از آنان در زمان خویش حجت خدا بودند ، و از مبدأ فیض کسب نور می نمودند گذرانید . بنابراین صرف نظر از جنبه الهی و افاضات رحمانی که هر امامی آن را دار می باشد ، بهره مندی  از محضر پدر و جد بزرگوارش موجب شد که آن حضرت با استعداد ذاتی و شم علمی  و ذکاوت بسیار ، به حد کمال علم و ادب رسید و در عصر خود بزرگترین قهرمان علم و دانش گردید . پس از درگذشت پدر بزرگوارش ۳۴سال نیز دوره امامت او بود که در این مدت “مکتب جعفری ” را پایه ریزی فرمود و موجب بازسازی و زنده نگهداشتن شریعت محمدی ( ص ) گردید . زندگی پر بار امام جعفر صادق ( ع ) مصادف بود با خلافت پنج نفر از بنی  امیه ( هشام بن عبدالملک – ولید بن یزید – یزید بن ولید – ابراهیم بن ولید – مروان حمار ) که هر یک به نحوی موجب تألم و تأثر و کدورت روح بلند امام معصوم ( ع ) را فراهم می کرده اند ، و دو نفر از خلفای عباسی ( سفاح و منصور ) نیز در زمان امام ( ع ) مسند خلافت را تصاحب کردند و نشان دادند که در بیداد و ستم بر امویان پیشی گرفته اند ، چنانکه امام صادق ( ع ) در ۱۰سال آخر عمر شریفش در ناامنی و ناراحتی بیشتری بسر می برد .

عصر امام صادق ( ع )

عصر امام صادق ( ع ) یکی از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است که از یک سو اغتشاشها و انقلابهای پیاپی  گروههای مختلف ، بویژه از طرف خونخواهان امام حسین ( ع ) رخ می داد ، که انقلاب “ابو سلمه ” در کوفه و “ابو مسلم ” در خراسان و ایران از مهمترین آنها بوده است . و همین انقلاب سرانجام حکومت شوم بنی امیه را برانداخت و مردم را از یوغ ستم و بیدادشان رها ساخت . لیکن سرانجام بنی عباس با تردستی و توطئه ، بناحق از انقلاب بهره گرفته و حکومت و خلافت را تصاحب کردند . دوره انتقال حکومت هزار ماهه بنی امیه به بنی عباس طوفانی ترین و پر هرج و مرج ترین دورانی بود که زندگی امام صادق ( ع ) را فراگرفته بود . و از دیگر سو عصر آن حضرت ، عصر برخورد مکتبها و ایده ئولوژیها و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی مختلف بود ، که از برخورد ملتهای اسلام با مردم کشورهای فتح شده و نیز روابط مراکز اسلامی با دنیای خارج ، به وجود آمده و در مسلمانان نیز شور و هیجانی برای فهمیدن و پژوهش پدید آورده بود . عصری که کوچکترین کم کاری یا عدم بیداری و تحرک پاسدار راستین اسلام ، یعنی  امام ( ع ) ، موجب نابودی  دین و پوسیدگی تعلیمات حیات بخش اسلام ، هم از درون و هم از بیرون می شد . اینجا بود که امام ( ع ) دشواری فراوان در پیش و مسؤولیت عظیم بر دوش داشت . پیشوای ششم در گیر و دار چنین بحرانی می بایست از یک سو به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بی دینی و کفر و نیز مانع انحراف اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین باشد ، و از توجیهات غلط و وارونه دستورات دین به وسیله خلفای وقت جلوگیری کند . علاوه بر این ، با نقشه ای  دقیق و ماهرانه ، شیعه را از اضمحلال و نابودی  برهاند ، شیعه ای که در خفقان و شکنجه حکومت پیشین ، آخرین رمقها را می گذراند ، و آخرین نفرات خویش را قربانی می داد ، و رجال و مردان با ارزش شیعه یا مخفی  بودند ، و یا در کر و فر و زرق و برق حکومت غاصب ستمگر ذوب شده بودند ، و جرأت ابراز شخصیت نداشتند ، حکومت جدید هم در کشتار و بی عدالتی دست کمی از آنها نداشت و وضع به حدی  خفقان آور و ناگوار و خطرناک بود که همگی یاران امام ( ع ) را در معرض خطر مرگ قرار می داد ، چنانکه زبده هایشان جزو لیست سیاه مرگ بودند . “جابر جعفی ” یکی  از یاران ویژه امام است که از طرف آن حضرت برای انجام دادن امری به سوی کوفه می رفت . در بین راه قاصد تیز پای امام به او رسید و گفت : امام ( ع ) می گوید : خودت را به دیوانگی بزن ، همین دستور او را از مرگ نجات داد و حاکم کوفه که فرمان محرمانه ترور را از طرف خلیفه داشت از قتلش به خاطر دیوانگی منصرف شد . جابر جعفی که از اصحاب سر امام باقر ( ع ) نیز می باشد می گوید : امام باقر ( ع ) هفتاد هزار بیت حدیث به من آموخت که به کسی نگفتم و نخواهم گفت … او روزی به حضرت عرض کرد مطالبی از اسرار به من گفته ای که سینه ام تاب تحمل آن را ندارد و محرمی ندارم تا به او بگویم و نزدیک است دیوانه شوم . امام فرمود : به کوه و صحرا برو و چاهی بکن و سر در دهانه چاه بگذار و در خلوت چاه بگو : حدثنی  محمد بن علی بکذا وکذا … ، ( یعنی امام باقر ( ع ) به من فلان مطلب را گفت ، یا روایت کرد ) . آری ، شیعه می رفت که نابود شود ، یعنی اسلام راستین به رنگ خلفا درآید ، و به صورت اسلام بنی امیه ای یا بنی عباسی خودنمایی کند . در چنین شرایط دشواری ، امام دامن همت به کمر زد و به احیا و بازسازی  معارف اسلامی پرداخت و مکتب علمی عظیمی به وجود آورد که محصول و بازده آن ، چهار هزار شاگرد متخصص ( همانند هشام ، محمد بن مسلم و … ) در رشته های  گوناگون علوم بودند ، و اینان در سراسر کشور پهناور اسلامی آن روز پخش شدند . هر یک از اینان از طرفی  خود ، بازگوکننده منطق امام که همان منطق اسلام است و پاسدار میراث دینی  و علمی و نگهدارنده تشیع راستین بودند ، و از طرف دیگر مدافع و مانع نفوذ افکار ضد اسلامی و ویرانگر در میان مسلمانان نیز بودند . تأسیس چنین مکتب فکری  و این سان نوسازی و احیاگری تعلیمات اسلامی ، سبب شد که امام صادق ( ع ) به عنوان رئیس مذهب جعفری ( تشیع ) مشهور گردد . لیکن طولی نکشید که بنی عباس پس از تحکیم پایه های حکومت و نفوذ خود ، همان شیوه ستم و فشار بنی امیه را پیش گرفتند و حتی از آنان هم گوی سبقت را ربودند . امام صادق ( ع ) که همواره مبارزی نستوه و خستگی ناپذیر و انقلابیی بنیادی در میدان فکر و عمل بوده ، کاری که امام حسین ( ع ) به صورت قیام خونین انجام داد ، وی قیام خود را در لباس تدریس و تأسیس مکتب و انسان سازی انجام داد و جهادی راستین کرد .

جنبش علمی

اختلافات سیاسی بین امویان و عباسیان و تقسیم شدن اسلام به فرقه های مختلف و ظهور عقاید مادی و نفوذ فلسفه یونان در کشورهای اسلامی ، موجب پیدایش یک نهضت علمی گردید . نهضتی که پایه های آن بر حقایق مسلم استوار بود . چنین نهضتی  لازم بود ، تا هم حقایق دینی را از میان خرافات و موهومات و احادیث جعلی بیرون کشد و هم در برابر زندیقها و مادیها با نیروی منطق و قدرت استدلال مقاومت کند و آرای سست آنها را محکوم سازد . گفتگوهای علمی و مناظرات آن حضرت با افراد دهری و مادی مانند “ابن ابی العوجاء” و “ابو شاکر دیصانی ” و حتی ”ابن مقفع ” معروف است . به وجود آمدن چنین نهضت علمی در محیط آشفته و تاریک آن عصر ، کار هر کسی  نبود ، فقط کسی شایسته این مقام بزرگ بود که مأموریت الهی داشته باشد و از جانب خداوند پشتیبانی  شود ، تا بتواند به نیروی الهام و پاکی نفس و تقوا وجود خود را به مبدأ غیب ارتباطدهد ، حقایق علمی را از دریای بیکران علم الهی به دست آورد ، و در دسترس استفاده گوهرشناسان حقیقت قرار دهد . تنها وجود گرامی  حضرت صادق ( ع ) می توانست چنین مقامی داشته باشد ، تنها امام صادق ( ع ) بود که با کناره گیری از سیاست و جنجالهای سیاسی از آغاز امامت در نشر معارف اسلام و گسترش قوانین و احادیث راستین دین مبین و تبلیغ احکام و تعلیم و تربیت مسلمانان کمر همت بر میان بست . زمان امام صادق ( ع ) در حقیقت عصر طلایی دانش و ترویج احکام و تربیت شاگردانی بود که هر یک مشعل نورانی علم را به گوشه و کنار بردند و در “خودشناسی ” و “خداشناسی ” مانند استاد بزرگ و امام بزرگوار خود در هدایت مردم کوشیدند . در همین دوران درخشان – در برابر فلسفه یونان – کلام و حکمت اسلامی رشد کرد و فلاسفه و حکمای بزرگی در اسلام پرورش یافتند . همزمان با نهضت علمی و پیشرفت دانش بوسیله حضرت صادق ( ع ) در مدینه ، منصور خلیفه عباسی که از راه کینه و حسد ، به فکر ایجاد مکتب دیگری افتاد که هم بتواند در برابر مکتب جعفری  استقلال علمی داشته باشد و هم مردم را سرگرم نماید و از خوشه چینی از محضر امام ( ع ) بازدارد . بدین جهت منصور مدرسه ای در محله “کرخ ” بغداد تأسیس نمود . منصور در این مدرسه از وجود ابو حنیفه در مسائل فقهی استفاده نمود و کتب علمی و فلسفی را هم دستور داد از هند و یونان آوردند و ترجمه نمودند ، و نیز مالک را – که رئیس فرقه مالکی است – بر مسند فقه نشاند ، ولی این مکتبها نتوانستند وظیفه ارشاد خود را چنانکه باید انجام دهند . امام صادق ( ع ) مسائل فقهی و علمی و کلامی را که پراکنده بود ، به صورت منظم درآورد ، و در هر رشته از علوم و فنون شاگردان زیادی تربیت فرمود که باعث گسترش معارف اسلامی  در جهان گردید . دانش گستری امام ( ع ) در رشته های مختلف فقه ، فلسفه و کلام ، علوم طبیعی و … آغاز شد . فقه جعفری همان فقه محمدی یا دستورهای دینی است که از سوی خدا به پیغمبر بزرگوارش از طریق قرآن و وحی رسیده است . بر خلاف سایر فرقه ها که بر مبنای عقیده و رأی و نظر خود مطالبی را کم یا زیاد می کردند ، فقه جعفری  توضیح و بیان همان اصول و فروعی بود که در مکتب اسلام از آغاز مطرح بوده است . ابو حنیفه رئیس فرقه حنفی درباره امام صادق ( ع ) گفت : من فقیه تر از جعفرالصادق کسی را ندیده ام و نمی شناسم . فتوای بزرگترین فقیه جهان تسنن شیخ محمد شلتوت رئیس دانشگاه الازهر مصر که با کمال صراحت عمل به فقه جعفری را مانند مذاهب دیگر اهل سنت جایز دانست – در روزگار ما – خود اعترافی  است بر استواری فقه جعفری و حتی برتری آن بر مذاهب دیگر . و اینها نتیجه کار و عمل آن روز امام صادق ( ع ) است . در رشته فلسفه و حکمت حضرت صادق ( ع ) همیشه با اصحاب و حتی کسانی که از دین و اعتقاد به خدا دور بودند مناظراتی داشته است . نمونه ای از بیانات امام ( ع ) که در اثبات وجود خداوند حکیم است ، به یکی از شاگردان واصحاب خود به نام “مفضل بن عمر” فرمود که در کتابی به نام “توحید مفضل ” هم اکنون در دست است . مناظرات امام صادق ( ع ) با طبیب هندی که موضوع کتاب “اهلیلجه ” است نیز نکات حکمت آموز بسیاری  دارد که گوشه ای از دریای بیکران علم امام صادق ( ع ) است . برای شناسایی استاد معمولا دو راه داریم ، یکی شناختن آثار و کلمات او ، دوم شناختن شاگردان و تربیت شدگان مکتبش . کلمات و آثار و احادیث زیادی از حضرت صادق ( ع ) نقل شده است که ما حتی  قطره ای از دریا را نمی توانیم به دست دهیم مگر “نمی از یمی ” . اما شاگردان آن حضرت هم بیش از چهار هزار بوده اند ، یکی از آنها “جابر بن حیان ” است . جابر از مردم خراسان بود . پدرش در طوس به داروفروشی مشغول بود که به وسیله طرفداران بنی امیه به قتل رسید . جابر بن حیان پس از قتل پدرش به مدینه آمد . ابتدا در نزد امام محمد باقر ( ع ) و سپس در نزد امام صادق ( ع ) شاگردی کرد . جابر یکی  از افراد عجیب روزگار و از نوابغ بزرگ جهان اسلام است . در تمام علوم و فنون مخصوصا در علم شیمی تألیفات زیادی دارد ، و در رساله های  خود همه جا نقل می کند که ( جعفر بن محمد ) به من چنین گفت یا تعلیم داد یا حدیث کرد . از اکتشافات او اسید ازتیک ( تیزآب ) و تیزاب سلطانی و الکل است . وی چند فلز و شبه فلز را در زمان خود کشف کرد . در دوران “رنسانس اروپا” در حدود ۳۰۰رساله از جابر به زبان آلمانی چاپ و ترجمه شده که در کتابخانه های برلین و پاریس ضبط است . حضرت صادق ( ع ) بر اثر توطئه های منصور عباسی در سال ۱۴۸هجری مسموم و در قبرستان بقیع در مدینه مدفون شد . عمر شریفش در این هنگام ۶۵سال بود . از جهت اینکه عمر بیشتری نصیب ایشان شده است به “شیخ الائمه ” موسوم است . حضرت امام صادق ( ع ) هفت پسر و سه دختر داشت . پس از حضرت صادق ( ع ) مقام امامت بنا به امر خدا به امام موسی کاظم ( ع ) منتقل گردید . دیگر از فرزندان آن حضرت اسمعیل است که بزرگترین فرزند امام بوده و پیش از وفات حضرت صادق ( ع ) از دنیا رفته است . طایفه اسماعیلیه به امامت وی  قائلند .

خلق و خوی حضرت صادق ( ع )

حضرت صادق ( ع ) مانند پدران بزرگوار خود در کلیه صفات نیکو و سجایای  اخلاقی سرآمد روزگار بود . حضرت صادق ( ع ) دارای قلبی روشن به نور الهی و در احسان و انفاق به نیازمندان مانند اجداد خود بود . دارای حکمت و علم وسیع و نفوذ کلام و قدرت بیان بود . با کمال تواضع و در عین حال با نهایت مناعت طبع کارهای خود را شخصا انجام می داد ، و در برابر آفتاب سوزان حجاز بیل به دست گرفته ، در مزرعه خود کشاورزی  می کرد و می فرمود : اگر در این حال پروردگار خود را ملاقات کنم خوشوقت خواهم بود ، زیرا به کد یمین و عرق جبین آذوقه و معیشت خود و خانواده ام را تأمین می نمایم . ابن خلکان می نویسد : امام صادق ( ع ) یکی از ائمه دوازده گانه مذهب امامیه و از سادات اهل بیت رسالت است . از این جهت به وی صادق می گفتند که هر چه می گفت راست و درست بود و فضیلت او مشهورتر از آن است که گفته شود . مالک می گوید : با حضرت صادق ( ع ) سفری به حج رفتم ، چون شترش به محل احرام رسید ، امام صادق ( ع ) حالش تغییر کرد ، نزدیک بود از مرکب بیفتد و هر چه می خواست لبیک بگوید ، صدا در گلویش گیر می کرد . به او گفتم : ای پسر پیغمبر ، ناچار باید بگویی لبیک ، در جوابم فرمود : چگونه جسارت کنم و بگویم لبیک ، می ترسم خداوند در جوابم بگوید : لا لبیک ولا سعدیک .

برگرفته از سایت  www.tebyan.net

ماه مبارک

_______________________________________

حلول ماه مبارک رمضان را  تبریک عرض میکنم

َ

خطبه پیامبر اکرم (ص) برای ماه مبارک رمضان در روز آخر شعبان

کلیک بفرمایید

عبدالجواد فانی  مشهد الرضا علیه اسللام

آماده شده برای آخر شعبان المعظم دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ مطابق با ۳۰ شعبان ۱۴۳۲

_____________________________________________________________

حوادث تاریخی ماه مبارک رمضان

َ

اول ماه

َ

جنگ تبوک

در سال ۹ هجری در چند کیلومتری مدینه واقع شد نام دیگر این جنگ فاضحه است چون منافقانی که قصد کشتن پیامبر را داشتند رسوا و مفتضح شدند

َ

مرگ مروان بن حکم ملعون

در سال ۶۵ در سن ۸۱ سالگی بعد از ۹ ماه خلافت بعد از یزید به دست همسر یزید بدرک واصل شد

َ

ولیتعهدی امام رضا علیه السلام

در سال ۲۰۱ بزور و جبر مامون ملعون و بیعت مردم در اینروز با حضرت

َ

وفات حضرت نفیسه سلام الله علیها

َ

سوم ماه

َ

بنقلی شهادت حضرت زهراء سلام الله علیها در این روز میباشد

َ

چهارم ماه

َ

مرگ زیاد بن ابیه

َ

ششم ماه

َ

ضرب سکه به نام امام رضا علیه السلام

َ

دهم ماه

َ

وفات ام المؤمنین حضرت خدیجه سلام الله علیها

َ

آمدن نامه های اهل کوفه برای امام حسین علیه السلام

َ

۱۲ ماه

َ

مراسم عقد اخوت

َ

۱۳ ماه

َ

مرگ حجاج ثقفی

َ

۱۴ ماه

َ

شهادت مختار

َ

۱۵ ماه

َ

ولادت سبط اکبر پیامبر کریم اهل بیت امام مجتبی علیه السلام

َ

حرکت حضرت مسلم بن عقیل سلام الله علیهما بسمت کوفه

َ

۱۶ ماه

َ

ورود محمد بن ابی بکر به مصر

َ

۱۷ ماه

َ

معراج پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم

َ

جنگ بدر

َ

قتل عایشه

َ

۱۹ ماه

َ

ضربت خوردن امیر المؤمنین علیه السلام

َ

۲۰ ماه

َ

فتح مکه

َ

۲۱ ماه

َ

شهادت امیر المؤمنین علیه السلام

َ

بیعت با امام مجتبی علیه السلام

َ

قتل ابن ملجم ملعون

َ

۲۳ ماه

َ

شب قدر

َ

نزول قرآن

َ

۲۴ ماه

َ

مرگ ابو لهب

َ

بر گرفته از کتاب زیبای  تقویم شیعه

عبدالجواد فانی  مشهد الرضا علیه اسللام رمضان  ۱۴۳۲

خطبه پیامبر اکرم (ص) برای ماه مبارک رمضان در روز آخر شعبان

خطبه شعبانیه پیامبر اکرم به نقل از امام رضا (ع)

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ:

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِى وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

امام رضا به نقل از پدرانشان (علیهم السلام) به نقل از امیر مومنان علی (ع) فرمودند روزی پیامبر خدا (ص) خطبه اى به این شرح ایراد فرمود:

ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوى شما رو کرده است. ماهى که نزد خدا، بهترین ماههاست و روزهایش بهترین روزها و شبهایش بهترین شبها و ساعتهایش بهترین ساعتهاست.

هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَى ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ کِتَابِهِ.

ماهى که در آن شما را به مهمانى خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده اید. نفسهاى شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت. اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهاى شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با نیت هاى راستین و دلهاى پاک، بخواهید که توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنایت فرماید.

فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِى هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَى فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَارْحَمُواصِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ.

پس شقى و بدبخت، آن کسى است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بى بهره شود. در این ماه باگرسنگى و تشنگى خود، گرسنگى و تشنگى روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران و درماندگان کمک ویاری کنید. به پیران و کهنسالان احترام و به کودکانتان ملاطفت و مهربانى نموده و با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشید.

وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَى أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَى أَیْتَامِکُمْ وَ تُوبُوا إِلَى اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ.

زبان خود را از گفتار ناشایست نگاه دارید. دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوشهاى خود را از شنیدن آنچه نادرست است، باز دارید. با یتیمان مردم مهربانى کنید تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانى کنند. از گناهان خود به سوى خدا توبه و بازگشت کنید.

وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِى أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ‏فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَى عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

در اوقات نماز، دستهاى خود را به دعا بردارید، زیرا که وقت نماز بهترین ساعتهاست و در این اوقات، حق تعالى با رحمت، به بندگانش مى نگرد و اگر با او مناجات کنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا کنند لبیکشان گوید و اگر از او بخواهند عطا کند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَةٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ.

اى مردم! جانهایتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آنها را از گرو، خارج کنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده ها، آن را سبک گردانید و بدانید که حق تعالى به عزت خود سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آنها را از آتش دوزخ در امان دارد.

أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِى هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَى مِنْ ذُنُوبِهِ، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَى ذَلِکَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ

اى مردم! هرکه از شما روزه دار مؤمنى را در این ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته اش را خواهد داشت. برخى از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم بپرهیزید اگرچه به نصف دانه خرما و یا به یک جرعه آب باشد.

أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْکُمْ فِى هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ کَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَى الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِى هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ کَفَّ فِیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ.

اى مردم! هرکس اخلاق خود را در این ماه نیکو کند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز که قدمها، بر آن بلغزد. هرکس در این ماه کارهاى غلامان و مستخدمان خود را سبک گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان کند. هرکس در این ماه از آزار رساندن به مردم خوددارى کند، حق تعالى، روز قیامت،خشم خود را از او بازدارد. هرکس در این ماه یتیم بى پدرى را گرامى دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.

وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاةٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّى فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّى سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

هرکس در این ماه صله رحم کند و با خویشان بپیوندد، خدا او را در قیامت به رحمت خود واصل گرداند و هرکس در این ماه رابطه اش را با خویشان خود قطع کند،خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید. هرکس در این ماه نماز مستحبى بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و کسى که نماز واجبى بجا آورد، خداوند ثواب هفتاد نماز واجب در ماههاى دیگر را به او عطا کند.

وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِى غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

هرکس در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او را سنگین گرداند. وهرکس که در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسى را دارد که درماههاى دیگر قرآن را ختم کرده باشد.

أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِى هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَالشَّیَاطِینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ.

اى مردم! درهاى بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید که آنها را بر روى شما نبندد. و درهاى جهنم در این ماه بسته است، از خدا بخواهید که آنها را بر روى شما نگشاید. شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که آنها را بر شما مسلط نگرداند.

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِى هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِى هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

على علیه السلام مى فرماید: در این حال از جا برخاسته و عرض کردم، اى پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: اى ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.

وسائل ‏الشیعة ج : ۱۰ ص : ۳۱۴

عبدالجواد فانی  مشهد الرضا علیه اسللام آخر شعبان المعظم دوشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ مطابق با ۳۰ شعبان ۱۴۳۲

سوم رجب المرجب

سوم رجب المرجب شهادت حضرت امام هادی علیه الصلاةوالسلام


آپلود سنتر عکس رایگان

سایت ویژه امام هادی (علیه السلام)

دوم رجب المرجب

دوم  رجب المرجب ولادت حضرت امام هادی علیه الصلاة  و السلام

آپلود سنتر عکس رایگان

سایت ویژه امام هادی (علیه السلام)

←Older   
افراد آنلاین: 2 ..بازدید امروز : 33 ..بازدید دیروز : 53 ..بازدید این هفته : 149 ..بازدید این ماه : 421 ..بازدید کل : 17496